غزل شمارهٔ 2405
Toggle stanza 1ای همه منزل شده از تو ره بیرهه
11
ای همه منزل شده از تو ره بیرهه
بیقدمی رقص بین بیدهنی قهقهه
22
از سر پستان عشق چونک دمی شیر یافت
قامت سروی گرفت کودکک یک مهه
33
روی ببینید روی بهر خدا عاشقان
گرچه زنخ زد بسی کوردلی ابلهه
44
والله کو یوسف است بشنو از من از آنک
بودم با یوسفی هم نمک و هم چهه
55
چونک نماید جمال گوش سوی غیب دار
عرش پر از نعرههاست فرش پر از وه وهه
66
عاشق باشد کمان خاص بتی همچو تیر
هیچ نپرد کمان گر بشود ده زهه
77
آنک ز تبریز دید یک نظر شمس دین
طعنه زند بر چله سخره کند بر دهه

