Toggle stanza 1
گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدش
1
گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدش
ور رخش طعنه زند بر گل تر می‌رسدش
2
گر فلک سجده برد بر در او می‌سزدش
ور ستاند گرو از قرص قمر می‌رسدش
3
ور شه عقل که عالم همگی چاکر اوست
جهت خدمت او بست کمر می‌رسدش
4
شاه خورشید که بر زنگی شب تیغ کشید
گر پی هیبتش افکند سپر می‌رسدش
5
گر عطارد ز پی دایره و نقطه او
همچو پرگار دوانست به سر می‌رسدش
6
آن جمالی که فرشته نبود محرم او
گر ندارد سر دیدار بشر می‌رسدش
7
کار و بار ملکانی که زبردست شدند
نکند ور بکند زیر و زبر می‌رسدش
8
می‌شمردم من از این نوع شنودم ز فلک
که از این‌ها بگذر چیز دگر می‌رسدش

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور