Toggle stanza 1
ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
1
ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته
نعره از مردان مرد و از زنان برخاسته
2
آتش رخسار تو در بیشه جان‌ها زده
دود جان‌ها برشده هفت آسمان برخاسته
3
جوی‌های شیر و می پنهان روان کرده ز جان
وز معانی ساقیان همچو جان برخاسته
4
کفر را سرمه کشیده تا بدیده کفر نیز
شاهد دین را میان مؤمنان برخاسته
5
تن چو دیوار و پس دیوار افتاده دلی
در بیان حال آن دل این زبان برخاسته
6
رو خرابی‌ها نگر در خانه هستی ز عشق
سقف خانه درشکسته آستان برخاسته
7
گرچه گوید فارغم از عاشقان لیکن از او
بر سر هر عاشقی صد مهربان برخاسته
8
شمس تبریزی چو کان عشق باقی را نمود
خون دل یاقوت وار از عکس آن برخاسته

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور