غزل شمارهٔ 2337
Toggle stanza 1هلا ساقی بیا ساغر مرا ده
11
هلا ساقی بیا ساغر مرا ده
زرم بستان می چون زر مرا ده
22
به حق آن که در سر دارم از تو
چو خم را وا کنی سر سر مرا ده
33
به دیگر کس مده آنچم نمودی
مرا ده آن و آن دیگر مرا ده
44
سرش مگشا مگو نامش که آن چیست
اگر زهر است اگر شکر مرا ده
55
از آن می جعفر طیار خوردهست
شدم بیدست چون جعفر مرا ده
66
بپیما آن شرابی را که بویش
به از مشک است و از عنبر مرا ده
77
سقاهم ربهم رطلی شگرف است
نهان از مؤمن و کافر مرا ده
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

