غزل شمارهٔ 1095

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
داد جاروبی به دستم آن نگار
1
داد جاروبی به دستم آن نگار
گفت کز دریا برانگیزان غبار

That beauty handed me a broom saying, “Stir up the dust from the sea!”

2
باز آن جاروب را ز آتش بسوخت
گفت کز آتش تو جاروبی برآر

He then burned the broom in the fire saying, “Bring up the broom out of the fire!”

3
کردم از حیرت سجودی پیش او
گفت بی‌ساجد سجودی خوش بیار

In bewilderment I made prostration before him; he said, “Without a prostrator, offer a graceful prostration!”

4
آه بی‌ساجد سجودی چون بود
گفت بی‌چون باشد و بی‌خارخار

“Ah, how prostrate without a prostrator?” He said, “Unconditionally, without personal impulse.”

5
گردنک را پیش کردم گفتمش
ساجدی را سر ببر از ذوالفقار

I lowered my neck and said, “Cut off the head of a prostrator with Dhu ’l-Faq¯ar.”

6
تیغ تا او بیش زد سر بیش شد
تا برست از گردنم سر صد هزار

The more he struck with the sword, the more my head grew, till heads a myriad sprouted from my neck;

7
من چراغ و هر سرم همچون فتیل
هر طرف اندر گرفته از شرار

I was a lamp, and every head of mine was as a wick; sparks flew on every side.

8
شمع‌ها می‌ورشد از سرهای من
شرق تا مغرب گرفته از قطار

Candles sprang up out of my heads, east to west was filled with the train.

9
شرق و مغرب چیست اندر لامکان
گلخنی تاریک و حمامی به کار

What are east and west in the placeless? A dark bath-stove, and a bath at work.

10
ای مزاجت سرد کو تاسه دلت
اندر این گرمابه تا کی این قرار

You whose temperament is cold, where is the anxiety of your heart? How long this dwelling at rest in these baths?

11
برشو از گرمابه و گلخن مرو
جامه کن دربنگر آن نقش و نگار

Go forth from the baths and enter not the stove; strip yourself, and look upon those paintings and figures,

12
تا ببینی نقش‌های دلربا
تا ببینی رنگ‌های لاله زار

Until you behold the ravishing figures, until you behold the hues of the tulip-bed.

13
چون بدیدی سوی روزن درنگر
کان نگار از عکس روزن شد نگار

When you have beheld, look towards the window, for that beauty became a beauty through the reflection of the window.

14
شش جهت حمام و روزن لامکان
بر سر روزن جمال شهریار

The six directions are the bath, and the window is the placeless; above the window is the beauty of the Prince.

15
خاک و آب از عکس او رنگین شده
جان بباریده به ترک و زنگبار

Earth and water acquired colour from his reflection, soul rained on Turk and Zanzibari.

16
روز رفت و قصه‌ام کوته نشد
ای شب و روز از حدیثش شرمسار

The day is gone, and my story has not grown short—O night and day put to shame by his tale!

17
شاه شمس الدین تبریزی مرا
مست می‌دارد خمار اندر خمار

King Shams al-D¯ın-i Tabr¯ız¯ı keeps me intoxicated, cropsickness upon crop-sickness.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خور به شادی روزگار نوبهار

می گسار اندر تکوک شاهوار

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 49

داشتی آن تاجر دولت شعار

صد قطار سار اندر زیر بار

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 50

مرد مزدور اندر آغازید کار

پیش او دوستان همی زد بی کیار

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 51

هر که خیری کرد و موقوفی گذاشت

رسم خیرش همچنان بر جای دار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 139

بس بگردید و بگردد روزگار

دل به دنیا در نبندد هوشیار

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 28 - در مدح امیر انکیانو

زینهار ای یار ِگلرخ زینهار

بی‌گنه بر من مکن تیزی چو خار

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 161

ایکه گل چیدی منال از نیش خار

خار هم می روید از باد بهار

علامہ اقبالپیام مشرقخردهبخش 11 - ایکه گل چیدی منال از نیش خار

رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار

چون مرا دیوانه کردی گوش دار

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1103

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور