غزل شمارهٔ 1913
Toggle stanza 1به باغ آییم فردا جمله یاران
11
به باغ آییم فردا جمله یاران
همه یاران همدل همچو باران
22
صلا گفتیم فردا روز باغ است
صلای عاشقان و حق گزاران
33
در آن باغ بتان و بت پرستان
هزاران در هزاران در هزاران
44
همه شادان و دست انداز و خندان
همه شاهان عشق و تاجداران
55
به زیر هر درختی ماه رویی
زهی خوبان زهی سیمین عذاران
66
یکی جوقی پیاده همچو سبزه
دگر جوقی چو شاخ گل سواران
77
نبینی سبزه را با گل حسودی
نباشد مست آن می را خماران
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
مبارک باد، ماه روزه داران!
بدان مستی فزای هوشیاران!
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1519
همی ریزی به بازی خون یاران
چنین باشد سزایی دوستداران؟
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1613
فراق دوستانش باد و یاران
که ما را دور کرد از دوستداران
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 452
زمستان را سرآمد روزگاران
نواها زنده شد در شاخساران
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 33

