غزل شمارهٔ 2765

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
آن شمع چو شد طرب فزایی
1
آن شمع چو شد طرب فزایی
پروانه دلان به رقص آیی
2
چون جان برسد نه تن بجنبد
جان آمد از لحد برآیی
3
چون بانگ سماع در که افتاد
ای کوه گران کم از صدایی
4
کاین باد بهار می‌رساند
رقصانی شاخ را صلایی
5
در ذره کجا قرار ماند
خورشید به رقص در سمایی
6
هم آتش و دود گشته پیچان
از آتش روی جان فزایی
7
ماهی صنما ز روح بی‌جسم
شوخی شکری یکی بلایی
8
گه کوته و گه دراز گشتیم
با سایه صورت همایی
9
هم بر لب دوست مست گشتیم
نالان شده مست همچو نایی
10
بر باد سوار همچو کاهیم
اندر جولان ز کهربایی
11
چون پشه ز خون خویش مستیم
وز دیگ جگر دلا ابایی
12
اندر خلوت به هوی هویی
در جمعیت به های هایی
13
در صورت بنده کمینیم
در سر صفت یکی خدایی
14
این داد خدیو شمس تبریز
بی کبر ولیک کبریایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای جان و جهان من کجایی

آخر بر من چرا نیایی

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 387

ای پیشهٔ تو جفانمایی

در بند چه چیزی و کجایی

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 392

هستی به حقیقت ای سنایی

در دیدهٔ عقل روشنایی

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 203 - این چند بین را فضل بن یحیی بن صاعد هروی به سنایی فرستاد و در آن درخواست دیدار کرد

در کوی تو لولیی، گدایی

آمد به امید مرحبایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 292

ای راه تو را دراز نایی

نه راه تو را سری نه پایی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 841

خوشتر ز هزار پارسائی

گامی به طریق آشنائی

علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 30

برجه که بهار زد صلایی

در باغ خرام چون صبایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2735

در عشق هر آنک شد فدایی

نبود ز زمین بود سمایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2762

عشق است دلاور و فدایی

تنهارو و فرد و یک قبایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2763

ای بی‌تو محال جان فزایی

وی در دل و جان ما کجایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2766

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور