غزل شمارهٔ 985
Toggle stanza 1هر که بهر تو انتظار کند
11
هر که بهر تو انتظار کند
بخت و اقبال را شکار کند
22
بهر باران چو کشت منتظر است
سینه را سبز و لالهزار کند
33
بهر خورشید کان چو منتظر است
سنگ را لعل آبدار کند
44
انتظار ادیم بهر سهیل
اندر او صد هزار کار کند
55
آهنی کهانتظار صیقل کرد
روی را صاف و بیغبار کند
66
ز انتظار رسول تیغ علی
در غزا خویش ذوالفقار کند
77
انتظار جنین درون رحم
نطفه را شاه خوشعذار کند
88
انتظار حبوب زیر زمین
هر یکی دانه را هزار کند
99
آسیا آب را چو منتظر است
سنگ را چست و بیقرار کند
1010
انتظار قبول وحی خدا
چشم را چشم اعتبار کند
1111
انتظار نثار بحر کرم
سینه را دُرج دُر چو نار کند
1212
شیره را انتظار در دل خم
بهر مغز شهان عقار کند
1313
بی کنارست فضل منتظرش
رانده را لایق کنار کند
1414
تا قیامت تمام هم نشود
شرح آن کهانتظار یار کند
1515
ز انتظارات شمس تبریزی
شمس و ناهید و مه دوار کند
زمین

