غزل شمارهٔ 2347
Toggle stanza 1خدایا رحمت خود را به من ده
11
خدایا رحمت خود را به من ده
دریدی پیرهن تو پیرهن ده
22
مرا صفرای تو سرگشته کردهست
ز لطف خود مرا صفراشکن ده
33
اگر عالم به غم خوردن به پای است
مده غم را به من با بوالحزن ده
44
خدایا عمر نوح و عمر لقمان
و صد چندان بدان خوب ختن ده
55
سهیل روی تو اندر یمن تافت
مرا راهی به سوی آن یمن ده

