غزل شمارهٔ 2852

شاعر: رومی

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی
1
چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی
بگشا در عنایت که ستون صد جهانی

Since it has become certain to my heart that you are the soul of the soul of the soul, open the door of grace, for you are the stay of a hundred worlds.

2
چو فراق گشت سرکش بزنی تو گردنش خوش
به قصاص عاشقانت که تو صارم زمانی

When separation has become rebellious, you sweetly smite its neck in retribution for your lovers, for you are the sword of the age.

3
چو وصال گشت لاغر تو بپرورش به ساغر
همه چیز را به پیشت خورشی است رایگانی

When union has become lean, nourish it with the goblet; everything before you attains nourishment gratis.

4
به حمل رسید آخر به سعادت آفتابت
که جهان پیر یابد ز تو تابش جوانی

Your sun has at last entered Aries in felicity, for the ancient world discovers from you the glow of youth.

5
چه سماع‌هاست در جان چه قرابه‌های ریزان
که به گوش می‌رسد زان دف و بربط و اغانی

What concerts are in the soul, what flagons pouring, which are reaching the ear from that tambourine and harp and songs!

6
چه پر است این گلستان ز دم هزاردستان
که ز های و هوی مستان تو می از قدح ندانی

How full is this rose bower with the song of the nightingale, so that from the riotous shouts of the drunkards you cannot tell wine from bowl.

7
همه شاخه‌ها شکفته ملکان قدح گرفته
همگان ز خویش رفته به شراب آسمانی

All the branches are in flower, the kings have seized the cup; all have departed out of themselves through the heavenly wine.

8
برسان سلام جانم تو بدان شهان ولیکن
تو کسی به هش نیابی که سلامشان رسانی

Convey my soul’s greetings to those kings, but you will not find anyone sober to convey my greetings to them.

9
پشه نیز باده خورده سر و ریش یاوه کرده
نمرود را به دشنه ز وجود کرده فانی

The gnat has quaffed wine and lost its head and beard [feather], and annihilated Nimrod with a dagger.

10
چو به پشه این رساند تو بگو به پیل چه دهد
چه کنم به شرح ناید می جام لامکانی

If the wine does this to a gnat, say, what will it do to an elephant? What shall I do? The wine of placeless land cannot be described.

11
ز شراب جان پذیرش سگ کهف شیرگیرش
که به گرد غار مستان نکند به جز شبانی

From his life-granting wine the dog of the cave is his lionseizer which does nothing but act the shepherd around the cavern of the drunkards.

12
چو سگی چنین ز خود شد تو ببین که شیر شرزه
چو وفا کند چه یابد ز رحیق آن اوانی

If a dog has become so beside itself, consider what the raging lion, when it is faithful, discovers from the wine of those vessels.

13
تبریز مشرقی شد به طلوع شمس دینی
که از او رسد شرارت به کواکب معانی

Tabriz has become an East through the rising of Shams alD¯ın, for sparks reach the stars of spiritual truths from him.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بسم از جمال ساقی و شراب ارغوانی

که به یار تشنه ام من، نه به آب زندگانی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1845

نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی

مفروش لذتش را به حیات جاودانی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1846

نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی

که به دوستان یک دل سر دست برفشانی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 617

ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی

که ندیدم از تو بوئی و گذشت زندگانی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 810

ز هنر به خود نگنجم به خم می مغانی

بدرد لباس بر تن چو بجو شدم معانی

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 43 - این قصیده در ایام عزیمت مکه معظمه و وداع دوستان در نعت همان مقام علیه متبرکه مذیل به مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان گفته شده

هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی

که ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2830

چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی

منم و خیال یاری غم و نوحه و فغانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2831

ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی

تو نه‌ای ز جنس خلقان تو ز خلق آسمانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2835

تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی

تو که نکته جهانی ز چه نکته می‌جهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2844

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور