غزل شمارهٔ 433
Toggle stanza 1اندر این جمع شررها ز کجاست
11
اندر این جمع شررها ز کجاست
دود سودای هنرها ز کجاست
22
من سر رشته خود گم کردم
کاین مخالف شده سرها ز کجاست
33
گر نه دلهای شما مختلفند
در من از جنگ اثرها ز کجاست
44
گر چو زنجیر به هم پیوستیم
این فروبستن درها ز کجاست
55
گر نه صد مرغ مخالف این جاست
جنگ و برکندن پرها ز کجاست
66
ساقیا باده به پیش آر که می
خود بگوید که دگرها ز کجاست
77
تو اگر جرعه نریزی بر خاک
خاک را از تو خبرها ز کجاست

