Toggle stanza 1
تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
1
تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
هر زمان گوید که چونی ای دل بی‌چون شده
2
دم به دم او کف خود را از دلم پرخون کند
تا ز دست دست او خون دلم جیحون شده
3
نام عاشق بر من و او را ز من خود صبر نیست
عشق معشوقم ز حد عشق من افزون شده
4
چونک کردم رو به بالا من بدیدم یک مهی
فتنه خورشید گشته آفت گردون شده
5
ذره‌ها اندر هوا و قطره‌ها در بحرها
در دماغ عاشقانش باده و افیون شده
6
واعظ عقل اندرآمد من نصیحت کردمش
خیز مجلس سرد کردی ای چو افلاطون شده
7
پیش شمس الدین تبریزی برو کز رحمتش
مردگان کهنه بینی عاشق و مجنون شده

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور