Toggle stanza 1
بس جهد می‌کردم که من آیینهٔ نیکی شوم
1
بس جهد می‌کردم که من آیینهٔ نیکی شوم
تو حکم می‌کردی که من خمخانهٔ سیکی شوم
2
خمخانهٔ خاصان شدم، دریای غوّاصان شدم
خورشید بی‌نقصان شدم تا طبّ تشکیکی شوم
3
نقش ملایک ساختی، بر آب و گل افراختی
دورم بدان انداختی کاکسیر نزدیکی شوم
4
هاروتیی افروختی، پس جادویش آموختی
زآنم چنین می‌سوختی تا شمع تاریکی شوم
5
ترکی همه ترکی کند، تاجیک تاجیکی کند
من ساعتی ترکی شوم، یک لحظه تاجیکی شوم
6
گه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شوم
گه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم
7
خون روی را ریختم، با یوسفی آمیختم
در روی او سرخی شوم، در موش باریکی شوم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور