غزل شمارهٔ 3134

شاعر: رومی

وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

صداکار: احسان کریمی
Toggle stanza 1
تو جان مایی، ماه سمایی
1
تو جان مایی، ماه سمایی
فارغ ز جمله اندیشهایی
2
جویی ز فکرت، داروی علت
فکرست اصل علت فزایی
3
فکرت برون کن، حیرت فزون کن
نی مرد فکری مرد صفایی
4
فکرت درین ره شد ژاژ خایی
مجنون شو ای جان، عاقل چرایی؟!
5
بد نام مجنون رست از کشاکش
باهوش کرمی، مست اژدهایی
6
کرم بریشم، اندیشه دارد
زیرا که جوید صنعت نمایی
7
صنعت نماید، چیزی بزاید
از خود برآید زان خیره‌رایی
8
صنعت رها کن، صانع بس استت
شاهد همو بس، کم ده گوایی
9
او نیستها را دادست هستی
او قلبها را بخشد روایی
10
داد او فلک را دوران دایم
نامد زیانش بی‌دست و پایی
11
خامش! برآن باش که پر نگویی
هرچند با خود بر می‌نیایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور