غزل شمارهٔ 2961
Toggle stanza 1در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
11
در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی
بر روی تو نشیند ای ننگ زندگانی
22
هر ذرهای دوان است تا زندگی بیابد
تو ذرهای نداری آهنگ زندگانی
33
گر ز آنک زندگانی بودی مثال سنگی
خوش چشمهها دویدی از سنگ زندگانی
44
در آینه بدیدم نقش خیال فانی
گفتم چیی تو گفتا من زنگ زندگانی
55
اندر حیات باقی یابی تو زندگان را
وین باقیان کیانند دلتنگ زندگانی
66
آنها که اهل صلحند بردند زندگی را
وین ناکسان بمانند در جنگ زندگانی

