رباعی شمارهٔ 401
Toggle stanza 1لطف تو جهانی و قرانی افراشت
11
لطف تو جهانی و قرانی افراشت
وین تعبیههای خود به چیزی ننگاشت
22
یک قطره از آن آب در این بحر چکید
یگدانه ز انبار در این صحرا کاشت
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
شیخ ابوالحسن خرقانی - قدس سره - روزی به اصحاب خود گفت که چه بهتر بود؟ گفتند: شیخا هم تو بگوی گفت: دلی که در وی همه یاد کرد او بود.
دارم دلکی که با هر اندیشه که داشت
جامیبهارستانروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 20
عقلی که ز لطف دیدهٔ جان پنداشت
بر دل صفت ترا به خوبی بنگاشت
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 84

