غزل شمارهٔ 447

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست
1
ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست
رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست
2
در دل مدار نیز که رخ بر رخش نهی
کو سر دل بداند و دلدار نازکست
3
چون آرزو ز حد شد دزدیده سجده کن
بسیار هم مکوش که بسیار نازکست
4
گر بیخودی ز خویش همه وقت وقت تو است
گر نی به وقت آی که اسرار نازکست
5
دل را ز غم بروب که خانه خیال او است
زیرا خیال آن بت عیار نازک است
6
روزی بتافت سایه گل بر خیال دوست
بر دوست کار کرد که این کار نازکست
7
اندر خیال مفخر تبریز شمس دین
منگر تو خوار کان شه خون خوار نازکست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سگ را گفتند سبب چیست که در هر خانه ای که باشی گرداگرد آن نتواند گشت و بر هر آستانه ای که خسبی از آنجا نتواند گذشت؟

گفت: من از حرص و طمع دورم و به بی طمعی و قناعت مشهور، از خوانی به لب نانی قانعم و از بریانی به خشک استخوانی خرسند، اما گدا سخره حرص و طمع است و مدعی جوع و منکر شبع، نان یک هفته اش در انبان و زبانش در طلب نان یکشبه جنبان، غذای ده روزه اش در پشت و عصای دریوزه اش در مشت، قناعت از حرص و طمع دور و قانع از حریص طامع نفور.

جامیبهارستانروضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)بخش 12

ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرست

بر ما حرام جز می و معشوق هر چه هست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 56

صد خارم از فراق تو در پای دل شکست

وز گلشن وصال تو نامد گلی به دست

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 99

کام از تو هر که یافت سلیمان عالم است

دستی که در میان تو شد حلقه خاتم است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1914

شادی به روزگار شناسندگان مست

جانها فدای مرتبهٔ نیستان هست

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 97

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور