غزل شمارهٔ 2210
Toggle stanza 1طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او
11
طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او
تو ببین قدرت حق را چو درآمد خوش و مست او
22
همه امروز چنانیم که سر از پای ندانیم
همه تا حلق درآییم و در این حلقه نشست او
33
چو چنین باشد محرم کی خورد غم کی خورد غم
به سبو ده می خوش دم که قدح را بشکست او
44
شه من باده فرستد به چه رو مینپرستم
هله ای مطرب برگو که زهی باده پرست او

