غزل شمارهٔ 1928
شاعر: رومی
Toggle stanza 1ای دوست عتاب را رها کن
11
ای دوست عتاب را رها کن
تدبیر دوای درد ما کن
22
ای دوست جدا مشو تو از ما
ما را ز بلا و غم جدا کن
33
اندیشه چو دزد در دل افتاد
مستم کن و دزد را فنا کن
44
شادی ز میان غم برانگیز
در عالم بیوفا وفا کن
زمین

