غزل شمارهٔ 1475
Toggle stanza 1بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
11
بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
بجز عشق به جز عشق دگر کار نداریم
22
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
به جز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم
33
چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم
بیایید بیایید که تا دست برآریم
44
چه دانیم؟ چه دانیم؟ که ما دوش چه خوردیم
که امروز همه روز، خمیریم و خماریم
55
مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت
که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم
66
شما مست نگشتید وزان باده نخوردید
چه دانید؟ چه دانید؟ که ما در چه شکاریم
77
نیفتیم بر این خاکْ ستان ما نه حصیریم
برآییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم

