غزل شمارهٔ 1873
Toggle stanza 1دانی که کجا جویی ما را به گه جستن
11
دانی که کجا جویی ما را به گه جستن
در گردش چشم او آن نرگس آبستن
22
در دل چو خیال او تابد ز جمال او
دل بند بدراند او را نتوان بستن
33
طفل دل پرسودا آغاز کند غوغا
پستان کریم او آغاز کند جستن
44
دل ز آتش عشق او آموخت سبک روحی
از سینه بپریدن هر ساعت برجستن

