غزل شمارهٔ 3020
Toggle stanza 1پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی
11
پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی
چون تو منی من توام چند توی و منی
22
نور حقیم و زجاج با خود چندین لجاج
از چه گریزد چنین روشنی از روشنی
33
ما همه یک کاملیم از چه چنین احولیم
خوار چرا بنگرد سوی فقیران غنی
44
راست چرا بنگرد سوی چپ خویش خوار
هر دو چو دست تواند چه یمنی چه دنی
55
ما همه یک گوهریم یک خرد و یک سریم
لیک دوبین گشتهایم زین فلک منحنی
66
رخت از این پنج و شش جانب توحید کش
عرعر توحید را چند کنی منثنی
77
هین ز منی خیز کن با همه آمیز کن
با خود خود حبهای با همه چون معدنی
88
هر چه کند شیر نر سگ بکند هم سگی
هر چه کند روح پاک تن بکند هم تنی
99
روح یکی دان و تن گشته عدد صد هزار
همچو که بادامها در صفت روغنی
1010
چند لغت در جهان جمله به معنی یکی
آب یکی گشت چون خابیهها بشکنی
1111
جان بفرستد خبر جانب هر بانظر
چون که به توحید تو دل ز سخن برکنی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

