غزل شمارهٔ 1036
Toggle stanza 1ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
11
ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
آخر نظری کن به نظربخش فکر بر
22
ای طالب و ای عاشق بنگر به طلب بخش
بنگر به مؤثر تو چه چفسی به اثر بر
33
او میکشدت جانب صلح و طرف جنگ
گه صحبت یاران و گهی اوج سفر بر
44
در تو نگران او و تو را چشم چپ و راست
او با تو سخن گوی و تو را گوش سمر بر
55
او میزند این سیخ و هش گاو سوی یوغ
عیسیست رفیق و هش خربنده به خر بر
66
هر گاو و خری سیخ خورد بر کفل و پشت
تو سیخ ندامت خوری بر سینه و بر بر
77
زان سیخ کباب دل تو گر نشد آگه
پخته کندت مطبخیش نار سقر بر
88
گه کاسه گرفتی که حلیماب و زفر کو
گه چنگ گرفتی تو به تقریع زفر بر
99
ز افشارش مرگ آن رخ تو گردد چون زر
زر بازدهی و بنهی سر به حجر بر
1010
بس چند کنی عشوه تو در محفل کوران
بس چند زنی نعره تو بر مسمع کر بر
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای خنده زنان بوس تو بر تنگ شکر بر
وی طنز کنان نوش تو بر رنگ گهر بر
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 83 - در مدح بهرامشاه
بی دوست ز بس خاک فشاندیم به سر بر
صد چشمه روانست بدان راهگذار بر
غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 194
ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر
گویی که نَزَد مرگْ تو را حلقه بهدر بر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1035

