غزل شمارهٔ 2302
شاعر: رومی
Toggle stanza 1هشیار شدم ساقی دستار به من واده
11
هشیار شدم ساقی دستار به من واده
یا مشک سقا پر کن یا مشک به سقا ده
22
نیمی بخور ای ساقی ما را بده آن باقی
والله که غلط گفتم نی نی همه ما را ده
33
ای فتنه مرد و زن امشب در من بشکن
رخت من و نقد من بردار و به یغما ده
44
خواهی که همه دریا آب حیوان گردد
از جام شراب خود یک جرعه به دریا ده
55
خواهی که مه و زهره چون مرغ فرود آید
زان می که به کف داری یک رطل به بالا ده
زمین

