Toggle stanza 1
سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او
1
سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او
دل کی باشد که نگردد همگی آتش از او
2
گرد آن حوض همی‌گردی و عاشق شده‌ای
چون شدی غرق شکر رو همه تن می‌چش از او
3
چون سبوی تو در آن عشق و کشاکش بشکست
بر لب چشمه دهان می‌نه و خوش می‌کش از او
4
عسلی جوشد از آن خم که نه در شش جهت است
پنج انگشت بلیسند کنون هر شش از او
5
آن چه آب است کز او عاشق پرآتش و باد
از هوس همچو زمین خاک شد و مفرش از او
6
آه عاشق ز چه سوزد تتق گردون را
ز آنک می‌خیزد آن آتش و آن آهش از او
7
شمس تبریز که جان در هوس او بگریست
گشت زیبا و دلارام و لطیف و کش از او

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور