غزل شمارهٔ 10

شاعر: رومی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: ا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 24

صنف: غزل

Toggle stanza 1
مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
1
مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
مهمان صاحب‌دولتم که دولتش پاینده با
2
بر خوان شیران یک شبی بوزینه‌ای همراه شد
استیزه‌رو گر نیستی او از کجا شیر از کجا
3
بنگر که از شمشیر شه در قهر‌ِمان خون می‌چکد
آخر چه گستاخی است این والله خطا والله خطا
4
گر طفل شیری پنجه زد بر روی مادر ناگهان
تو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را
5
آن کاو ز شیران شیر خوَرْد‌، او شیر باشد نیست مرد
بسیار نقش آدمی دیدم که بود آن اژدها
6
نوح ار چه مردم‌وار بُد طوفان مردم‌خوار بُد
گر هست آتش ذره‌ای آن ذره دارد شعله‌ها
7
شمشیرم و خون‌ریز من‌، هم نرمم و هم تیز من
همچون جهان فانی‌ام ظاهر خوش و باطن بلا

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها

اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1

ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

هین زُهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان‌فزا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 11

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما

ای از تو آبستن چمن ، وِی از تو خندان باغ‌ها

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 12

ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما

کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 13

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 14

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا

جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 17

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 18

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را

می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 19

چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را

می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 20

جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را

از زعفران روی من رو می‌بگردانی چرا

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 21

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور