پاره 23
Toggle stanza 1فگندند بر لاد پر نیخ سنگ
فگندند بر لاد پر نیخ سنگ
نکردند در کار موبد درنگ
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
بگردان شراب ای صنم بیدرنگ
که بزمست و چنگ و ترنگاترنگ
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1330
دزدی به خانهٔ پارسایی در آمد؛ چندان که جست چیزی نیافت. دلتنگ شد. پارسا خبر شد. گلیمی که بر آن خفته بود در راه دزد انداخت تا محروم نشود.
شنیدم که مردانِ راهِ خدای
سعدیگلستانباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 4
هرمز را گفتند: «وزیرانِ پدر را چه خطا دیدی که بند فرمودی؟» گفت: «خطایی معلوم نکردم، ولیکن دیدم که مَهابتِ من در دلِ ایشان، بیکران است و بر عهدِ من اعتمادِ کلّی ندارند. ترسیدم از بیمِ گزندِ خویش، آهنگِ هلاکِ من کنند. پس قولِ حکما را کار بستم که گفتهاند:
از آن کز تو ترسد بترس ای حکیم
سعدیگلستانباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 8
می لعل پیش آر و پیش من آی
به یک دست جام و به یک دست چنگ
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 79
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

