شمارهٔ 113

Toggle stanza 1
بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستی
1

بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستی

و یا چون برکشیده تیغ پیش آفتابستی

2

به پاکی گویی اندر جام مانند گلابستی

به خوشی گویی اندر دیدهٔ بی‌خواب خوابستی

3

سحابستی قدح گویی و می قطرهٔ سحابستی

طرب، گویی، که اندر دل دعای مستجابستی

4

اگر مِیْ نیستی، یکسر همه دل‌ها خرابستی

اگر در کالبد جان را ندیده‌ستی، شرابستی

5

اگر این می به ابر اندر، به چنگال عقابستی

از آن تا ناکسان هرگز نخوردندی صوابستی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور