شمارهٔ 18 - زمانه

Toggle stanza 1
زمانه پندی آزادوار داد مرا
1
زمانه پندی آزادوار داد مرا
زمانه چون نگری سر به سر همه پند است
2
به روزِ نیکِ کسان گفت: تا، تو غم نخوری!
بسا کسا که به روزِ تو آرزومند است
3
زمانه گفت مرا خشم خویش دار نگاه
که‌را زبان نه به بند است، پای در بند است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور