شمارهٔ 28 - حکایت
Toggle stanza 1یکی کفر آزمائی دانش آهنگ
11
یکی کفر آزمائی دانش آهنگ
صنم بر میتراشید از یکی سنگ
22
یکی گفتش کزین هیکل تراشی
عجب دارم اگر نادم نباشی
33
کدامست این متاع رایگانی
که بروی نقد فرصت میفشانی
44
بگفتا آنکه محتاجم بجودش
صفای جبهه میبخشد سجودش
55
چراغ سومناتست آتش طور
بود زان هر جهت را نور در نور
66
بگفت این گفتگوی زیرکانست
نشانهای خداوند جهان است
77
زهی نادان و ابله کان تو باشی
خداوند جهان بر میتراشی
88
بگفتامی ندانی حنظل از قند
تسلی میتراشم نی خداوند
99
عجب دردیست بی آرام بودن
بدو باید دوائی آزمودن
1010
دوای درد بی آرامیست این
انیس خلوت ناکامیست این
1111
چو نتوانم بدست آورد آبیس
نمایم تشنه را گه که سرابی
1212
بلی فرهاد هم زین شیوه لافد
که کوهی دارد و هی میشکافد
1313
حقیقت را چو هست این جنس در کار
به کاوش خود چرا نبود خریدار
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

