بخش 23 - گفتار سقراط
Toggle stanza 1چو سقراط را داد نوبت سخن
11
چو سقراط را داد نوبت سخن
رطب ریزشد خوشه نخل بن
22
جهانجوی را گفت پاینده باش
به دین و به دانش گراینده باش
33
همه آرزوها شکار تو باد
نهفت جهان آشکار تو باد
44
ز پرسیدهٔ شهریار جهان
که داند که هست این پژوهش نهان
55
ولیکن به اندازهٔ رای خویش
کند هر کسی عرض کالای خویش
66
نخستین ورق کافرینش نبود
جز ایزد خداوند بینش نبود
77
ز هیبت برانگیخت ابری بلند
همان برق و باران او سودمند
88
ز باران او گشت پیدا سپهر
پدید آمد از برق او ماه و مهر
99
ز ماهیتی کز بخار او فتاد
زمین گشت و بر جای خویش ایستاد
1010
از این بیشتر رهنمون ره نبرد
گزافه سخن بر نشاید شمرد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

