Toggle stanza 1
دگر باره شهِ بیداربختش
1

دگر باره شهِ بیداربختش

سؤالی زیرکانه کرد سختش

2

که گر جان را جهان چون کالبد خوَرد

چرا با ما کند در خواب ناوَرد؟

3

و گر جان ماند و از قالب جدا شد

بگو تا جان چندین کس کجا شد؟

4

جوابش داد کاین محکم سؤالست

ولی جان بی جسد دیدن محالست

5

نه از جان بی جسد پرسید شاید

نه بی‌پرگار جنبش دید شاید

6

چو از پرگارِ تن بیکار گردد

فلک را جنبش پرگار گردد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور