بخش 10 - آگاه کردن خسرو شیرین را از قصد سفر خود به سوی قیصر روم
Toggle stanza 1حلاوت سنج شیرین شکر خند
11
حلاوت سنج شیرین شکر خند
چنین برداشت مهر از حقه قند
22
که با خسرو چو شیرین بست پیمان
که این بلقیس گردد آن سلیمان
33
ملک بر رسم اول چند گاهی
به مهر از دور میکردش نگاهی
44
به شیرین گفت میدانی که کارم
پریشانست همچون روزگارم
55
مرا در ملک خود کاری درافتاد
رسیدم با تو کاری دیگر افتاد
66
کنون کامیدم از تو یافت یاری
به ملکم نیز هست امیدواری
77
گرفتم از رخت فال مبارک
که تاجم باز گردد سوی تارک
88
گرم دستوریی باشد ز رایت
بر ارم سر بروم از زیر پایت
99
برآمد همچو مه در شامل دیجور
سوار سایه شد خورشید پر نور
1010
برون راند آن شب فرخنده ز آن بوم
مبارک روی شد بر قیصر روم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

