بخش 22 - جوی کندن فرهاد به دستور شیرین در کوه بیستون
Toggle stanza 1برون آمد چو صبح عالم افروز
11
برون آمد چو صبح عالم افروز
بسان جوی شیر از چشمهٔ روز
22
به کوه انداختن فرزانه فرهاد
به کوه سنگ شد چون کوه پولاد
33
دل خارا به نیروئی همی کند
که در هر ضربتی جوئی همی کند
44
چو بر کارش فتادی چشم یارش
یکی را ده شدی نیروی کارش
55
به نظاره شدی گه گه پریروی
نشستی یک زمانی بر لب جوی
66
چو دیدی دستگاه کوه کن را
گزیدی پشت دست خویشتن را
77
امیدش را به وعده بند کردی
بدان وعده دلش خرسند کردی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

