بخش 7 - گریختن خسرو از مداین
Toggle stanza 1چو بر هرمز سر آمد پادشاهی
11
چو بر هرمز سر آمد پادشاهی
ز خسرو تازه گشت آن کینه خواهی
22
بر آن شد کاتش کین بر فروزد
درو بهرام چوبین را بسوزد
33
فراوان داد رایت را بلندی
نبودش بر عدو فیروزمندی
44
مصافی کرد چون فیروزمندان
ولی یاری نکردش بخت چندان
55
همی رفت از طلبگاران نهانی
غبار آلوده چون باد خزانی
66
به رفتن هم رکاب شاه شاپور
همی کرد از سخن کوته ره دور
77
عجایبها که دید از هر ولایت
همه میکرد پیش شه حکایت
88
ز چندین گفتها کم گشت لب تر
ندیدم هیچ نقشی زان عجبتر
99
که در چین بود از ارمن نقشبندی
نبشته نقش شیرین بر پرندی
1010
چومن جادو گرم در صنعت چین
گرفتم نسختی زان نقش شیرین
1111
نمایم گر خرد را پای داری
دل اندر دیدنش بر جای داری
1212
به فرمان ملک گوینده در حال
نورد فتنه را بگشاد تمثال
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

