بخش 4 - حکایت زاهد و مزد طاعت

Toggle stanza 1
زاهدی از خوان رضا توشه گیر
1

زاهدی از خوان رضا توشه گیر

گشت ز غوغای جهان گوشه‌گیر

2

شد ز بسی سجدهٔ پنهانیش

خاک زمین صندل پیشانیش

3

تا به نود سال درین داوری

داشت ز توفیق خدا یاوری

4

صبح دمی خضر ز خضرای دشت

سوی نهان خانهٔ رازش گذشت

5

گفت ز علمی که مرا داده‌اند

معرفت هر دو سرا داده‌اند

6

می نگرم کاین عمل صدق زای

می کنی و می نپذیرد خدای

7

پیر ز حالت چو گلی بر شگفت

استنم از طرب افشاند و گفت

8

گر نپذیرد ز من هیچ کس

آنکه نگه می‌کند آنم نه بس

9

من عمل خویش کنم بنده وار

آن که خدائیست برانم چه کار

10

خسرو اگر دین طلبی کار کن

طاعت یزدان کن و بسیار کن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور