بخش 4 - حکایت زاهد و مزد طاعت
Toggle stanza 1زاهدی از خوان رضا توشه گیر
11
زاهدی از خوان رضا توشه گیر
گشت ز غوغای جهان گوشهگیر
22
شد ز بسی سجدهٔ پنهانیش
خاک زمین صندل پیشانیش
33
تا به نود سال درین داوری
داشت ز توفیق خدا یاوری
44
صبح دمی خضر ز خضرای دشت
سوی نهان خانهٔ رازش گذشت
55
گفت ز علمی که مرا دادهاند
معرفت هر دو سرا دادهاند
66
می نگرم کاین عمل صدق زای
می کنی و می نپذیرد خدای
77
پیر ز حالت چو گلی بر شگفت
استنم از طرب افشاند و گفت
88
گر نپذیرد ز من هیچ کس
آنکه نگه میکند آنم نه بس
99
من عمل خویش کنم بنده وار
آن که خدائیست برانم چه کار
1010
خسرو اگر دین طلبی کار کن
طاعت یزدان کن و بسیار کن
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

