Toggle stanza 1
چون نیست مقام ما در این دهر مُقیم
1

چون نیست مقام ما در این دهر مُقیم

پس بی می و معشوق خطایی است عظیم

2

تا کی ز قدیم و مُحْدَث امّیدم و بیم؟

چون من رفتم، جهان چه مُحْدَث چه قدیم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماییم و دل تنگ تر از حلقه «میم »

در زیر جفا و جور چون نقطه «جیم »

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 82

ای دل ز جهانیان چرا داری بیم

حق محسن و منعم و کریمست و رحیم

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1161

تا پردهٔ عاشقانه بشناخته‌ایم

از روی طرب پرده برانداختیم

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1202

عشق از بنه بی‌بنست و بحریست عظیم

دریای معلق است و اسرار قدیم

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1262

نی از پیِ کسب سوی بازار شویم

نی چون دهقان خوشهٔ گندم درَویم

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1361

هوش عاشق کجا بود؟ سوی نسیم

هوش عاقل کجا بود؟ با زر و سیم

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1369

ای روی تو پاکیزه‌تر از کف کلیم

آنرا مانی که کرد احمد به دو نیم

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 299

قائم به خودی از آن شب و روز مقیم

بیمت ز سمومست و امیدت به نسیم

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 300

در عهد تو و منست در هفت اقلیم

برخاستن امید و خون گشتن بیم

غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 87

چون نیست مقام ما در این دهر مقیم

پس بی می و معشوق خطائیست عظیم

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 127

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور