رباعی شمارهٔ 97
Toggle stanza 1یک قطرهٔ آب بود با دریا شد
11
یک قطرهٔ آب بود با دریا شد
یک ذرهٔ خاک با زمین یکتا شد
22
آمد شدن تو اندر این عالم چیست
آمد مگسی پدید و ناپیدا شد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
عشقی آمد که عشقها سودا شد
سوزیدم و خاکستر من هم لا شد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 767
یک قطره ز فقرِ دل سوی صحرا شد
سرمایهٔ ابر و دایهٔ دریا شد
عطارمختارنامهباب پنجاهم: در ختم كتابشمارهٔ 6
چون جلوهٔ گل ز گلستان پیدا شد
بلبل به سخن درآمد و شیدا شد
عطارمختارنامهباب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریاتشمارهٔ 74
یک قطرهٔ آب بود و با دریا شد
یک ذرّهٔ خاک و با زمین یکتا شد
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 41

