رباعی شمارهٔ 121
Toggle stanza 1ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم
11
ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم
وین یک دمِ عمر را غنیمت شمریم
22
فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
امروز چو حلقه مانده بیرون دریم
با حلقه حریف گشته همچون کمریم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1143
دل میگوید که نقد این باغ دریم
امروز چریدیم و به شب هم بچریم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1231
گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریم
ور خواب روی خواب ز چشمت ببریم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1286
گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
تا زحمت خود ز چشم خلقان ببریم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1296
چون ما و شما مقارب یکدگریم
به زان نبود که پردهٔ هم ندریم
سعدیمواعظرباعیاترباعی شمارهٔ 41
مانندهٔ باد اگر چه بیپا و سریم
پیوسته چو آتش ره بالا سپریم
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 297
* ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم
وین یکدمِ عمر را غنیمت شمریم
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 130

