رباعی شمارهٔ 167
Toggle stanza 1پیری دیدم به خانهٔ خماری
11
پیری دیدم به خانهٔ خماری
گفتم نکنی ز رفتگان اخباری
22
گفتا می خور که همچو ما بسیاری
رفتند و خبر باز نیامد باری
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
تا کی بینم به هر دمی تیماری
تا چند کشم به هر زمانی باری
عطارمختارنامهباب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمرشمارهٔ 22
هر چند نیم در ره او بر کاری
نومید نیم به هیچ وجهی باری
عطارمختارنامهباب بیست و هشتم: در امیدواری نمودنشمارهٔ 5
* پیری دیدم به خانهٔ خَمّاری
گفتم نکنی ز رفتگان اِخباری؟
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 48

