شمارهٔ 11
Toggle stanza 1در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
11
در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
وز تعبیۀ حال، کسی آگه نیست
22
جز در دلِ خاکِ تیره، منزلگه نیست
مَی خور که چُنین بیهُدهها کوته نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
تا چند روم که این ره کوته نیست
وز هر سویی که راه جویم ره نیست
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 46
ماییم که جز درگهِ ما درگه نیست
گرچه همه ماییم کسی آگه نیست
عطارمختارنامهباب پنجم: در بیان توحید به زبان تفریدشمارهٔ 7
هر سر زدهای ز سرِّ ما آگه نیست
هر بیخبری در خورِ این درگه نیست
عطارمختارنامهباب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفریدشمارهٔ 92
در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
زین تعبیه، جانِ هیچ کس آگه نیست
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 32

