غزل شمارهٔ 294
Toggle stanza 1پیش ازان روز که این طاق مقرنس کردند
11
پیش ازان روز که این طاق مقرنس کردند
قبله ام زان خم ابروی مقوس کردند
22
رخت آن مشعل نور است که اندر شب طور
روشن از آتش وادی مقدس کردند
33
درد نوشان لبت خرقه پشمینه به دوش
بس تعظم که بر این طارم اطلس کردند
44
پیش ازین شیوه چشمان تو خونریزی بود
دور ما آمد ازان شیوه چرا بس کردند
55
فیض عامش نگر ای شاهد گل خرده مگیر
که درین باغ چرا پرورش خس کردند
66
زاهدا چاک مکن خرقه که مستم ز غمش
زانکه این جامه نه بر قامت هر کس کردند
77
جامی از دامن آن گرمروان دست مدار
که به هر مرحله صد قافله واپس کردند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

