غزل شمارهٔ 505

Toggle stanza 1
بنمای رخ و رشک پری خانه چین باش
1

بنمای رخ و رشک پری خانه چین باش

با روی چنان ماه همه روی زمین باش

2

با ما به دل و جان مکن ای جان و جهان صلح

دل بردی و جان نیز کنون از پی دین باش

3

ای سوخته صد ره دلم از داغ جدایی

با عاشق دل سوخته خود به ازین باش

4

پیوسته جفا خوش نبود بلکه وفا نیز

گه بر سر مهر آی و گهی در پی کین باش

5

چون من تو شدم بس که به دل نقش تو بستم

خواهی تو جدا شو ز من و خواه قرین باش

6

ماییم و همین عاشقی و لذت دیدار

زاهد تو برو در طلب خلد برین باش

7

جامی قدم از تخت جم و مسند جمشید

برتر نه و در کوی بتان خاک نشین باش

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور