غزل شمارهٔ 155
Toggle stanza 1دلم پیرانه سر با خردسالی ست
11
دلم پیرانه سر با خردسالی ست
که باغ حسن را نازک نهالی ست
22
شکار آهوی شیرافکن اوست
به صحرای ختن هر جا غزالی ست
33
خیالش تا به چشمم جای کرده ست
همه عالم به چشم من خیالی ست
44
نشانی از شرار سینه ماست
به رویش هر کجا افتاده خالی ست
55
ز کیوان برتر است ایوان وصلش
خوشا آن مرغ کو را پر و بالی ست
66
به هر پهلو که گردد دل چو قرعه
بر او حرف غم فرخنده فالی ست
77
نه شعر است این که جامی می سراید
گرفتاران دل را حسب حالی ست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

