Toggle stanza 1
مرا تا کی ز کشتن بیم کردن
1

مرا تا کی ز کشتن بیم کردن

خوشا پیش تو جان تسلیم کردن

2

معلم چون تو شوخی را ندانست

به جز درس جفا تعلیم کردن

3

دهانت سر غیب آمد میان نیز

خرد را کی توان تفهیم کردن

4

گرفت از شش جهت عشق تو خواهد

مرا رسوای هفت اقلیم کردن

5

سعادتمندی ماه رخت را

جدا باید یکی تقویم کردن

6

بهای وصل اگر خواهی ز دیده

توان روی زمین پر سیم کردن

7

مگو جامی کم است از خس درین راه

خسی را تا کی این تعظیم کردن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور