غزل شمارهٔ 254

Toggle stanza 1
ز ایوان کاخ میکده آمد علی الصباح
1

ز ایوان کاخ میکده آمد علی الصباح

مرغی گرفته نامه اقبال در جناح

2

مضمونش آنکه هر که نه می را مباح داشت

خونش بود به فتوی پیر مغان مباح

3

سرمایه فلاح چه باشد شراب لعل

یا معشر الاحبة حیوا علی الفلاح

4

صدر و صف نعال نباشد به بزم عشق

از هر که خواست ساقی ما کرد افتتاح

5

اقداح راح راحت روی تو کی شود

ان لم تکن تناولها من ید الملاح

6

خالی نه ایم از تو صباح و رواح هم

ای هم صباح ما ز تو فرخنده هم رواح

7

جامی به بزم اهل صفا می روی نخست

دل پاک کن ز وسوسه توبه و صلاح

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور