شمارهٔ 145

شاعر: جامی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: رم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 18

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
گفتم که هوای او برون شد ز سرم
1

گفتم که هوای او برون شد ز سرم

از خاک درش درد سر خود ببرم

2

لیکن چو به حال خویش درمی نگرم

صد بار گرفتارتر از پیشترم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از دوستیت خون جگر را بخورم

این مظلمه را تا به قیامت ببرم

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1155

گر ماه شوی بر آسمان کم نگرم

ور بخت شوی رخت بسویت نبرم

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1288

گر من به در سرای تو کم گذرم

از بیم غیوران تو باشد حذرم

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1289

من سر بنهم در رهت ای کان کرم

کامروز از تو ای صنم مست ترم

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1337

خورشید رخا من به کمند تو درم

بارت بکشم به جان و جورت ببرم

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 95

هر سروقدی که بگذرد در نظرم

در هیأت او خیره بماند بصرم

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 96

بی روی تو، ای دوست، به جان در خطرم

در من نظری کن، که ز هر بد بترم

عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 98

دل نزد تو است، اگر چه دوری ز برم

جویای توام، اگر نپرسی خبرم

عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 99

عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم

بگذشت چو باد و پیری آمد به سرم

عطارمختارنامهباب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمرشمارهٔ 10

ای شمع چگل! تاتو برفتی ز برم

من کُشتهٔ هجر تو چو شمع سحرم

عطارمختارنامهباب چهل و دوم: در صفت دردمندی عاشقشمارهٔ 11

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور