غزل شمارهٔ 257
شاعر: جامی
Toggle stanza 1دارم از پیر مغان نقل که در دین مسیح
11
دارم از پیر مغان نقل که در دین مسیح
باده چون نقل مباح است زهی نقل صحیح
22
تحفه لایق جانان به کف آر ای زاهد
ترسمت دست نگیرد به قیامت تسبیح
33
شیوه علم نظر ورز که العلم حسن
منکر فکر خرد باش که الجهل قبیح
44
پیش لعل تو نهم لب به لب جام آری
به اشارت طلب بوسه بسی به ز صریح
55
آن دهان یک سر موی است ز لطف تو و هست
یک سر موی تو را بر همه خوبان ترجیح
66
هر کجا شوخ و ملیحی ست دلم کشته اوست
خاصه آن چشم خوش شوخ و لب لعل ملیح
77
وارد صبح ز صوفی طلب و ورد صباح
جامی و جام صبوح از کف معشوق صبیح
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

