غزل شمارهٔ 441

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ور

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
الله الله ز کجا می رسد آن غیرت حور
1

الله الله ز کجا می رسد آن غیرت حور

همچو خورشید فروهشته به رخ برقع نور

2

می خرامد ز سراپرده اجلال بطون

تا زند جلوه کنان خیمه به صحرای ظهور

3

می گشاید ز سر گنج گرانمایه طلسم

تا دهد حاصل آن گنج به هر مفلس و عور

4

هر کجا سایه زلفش همه دام است و فریب

هر کجا پرتو رویش همه عیش است و سرور

5

همه دلداده اویند چه هشیار و چه مست

همه دیوانه اویند چه نزدیک و چه دور

6

هر جفایی که کند صبر بر آن آسان است

مشکل آن ست که بی او نتوان صبور

7

جذبه شوق رخش برد ز خود جامی را

باد آسوده درین خواب گران تا دم صور

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور