غزل شمارهٔ 160
Toggle stanza 1نقاش ازل کان خط مشکین رقم اوست
11
نقاش ازل کان خط مشکین رقم اوست
یارب چه رقم های عجب در قلم اوست
22
خاک قدم دوست شدم نیست کسی را
آن عیش که امروز مرا در قدم اوست
33
بیرون بود از سلسله اهل ارادت
هر دل که نه در طره پر پیچ و خم اوست
44
تن گرچه به صد مرحله دور است ز کعبه
جان طوف کنان گرد حریم حرم اوست
55
آن کز کرمش بود که میخانه بنا کرد
میخواری ما نیز بنا بر کرم اوست
66
جامی دم توحید زند نی همه وقتی
خوشوقت حریفی که شناسای دم اوست
77
آواز خوشش بر صفت وحدت خویش است
با کثرت اطوار که در زیر و بم اوست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

